جرم زاییده گریز ناپذیر جمعی شدن زندگی افراد انسانی است و چون بشر از همان ابتدا زندگی اجتماعی داشته، بزهکاری نیز وجود داشته است. با پیشرفت جوامع و به وجود آمدن شهرها و روستاها و گونا گونی موجود بین اقلیم های جغرافیایی بتدریج جرایمی به وقوع می پیوندد که به لحاظ نوع یا کثرت وقوع و یا تفاوتهای آب و هوایی به یکی از اجتماعات شهری و روستایی یا گرم و سرد تعلق دارند که این ارتکاب جدای از تأثیر و تعاملات اجتماعی همواره لحاظ شده و نادیده های جغرافیایی نمی تواند باشد.

جرم در مفهوم عام زاییده اجتماع و از توابع زندگی اجتماعی است. اکنون تقریباً بر همگان ثابت شده که این پدیده با وجود کنترل های جدی در تمام جوامع در حال روی دادن است و اتخاذ سیاست‌های‌گوناگون کنترل اجتماعی تنها برکاهش میزان، شدت یا آثار آن تأثیر خواهد داشت و منجر به حذف کامل مجرمان نخواهد شد.علت این امر، ساختار خاص جوامع و تضادهای اجتماعی است که ناخواسته منجر به شکل‌گیری زمینه های جرم می‌گردد.
تعریف جرم به فعل یا ترک فعلی که قانون برای آن تعیین مجازات کرده (ماده ۲قانون مجازات اسلامی )، بدون توجه به این که آیا غیر اخلاقی، سزاوار سرزنش، منجر به خسارت خطرناک بوده یا نه، اغلب تعریفی قانونی از جرم به شمار می‌آید.
جرم شناسان نیز ناسازگاری افراد را در اجتماع، عمل ضد اجتماعی و جرم می‌دانند.از دیدگاه جامعه‌شناسی به جرم بیشتر از آن حیث که تخلف از هنجارهای مقبول اجتماعی یا ارائه هنجارهایی مغایر می باشد، نگریسته می‌شود. تعریف علوم از جرم، هر چه که باشد، در  جرم شناسی، زیست شناسی، جامعه شناسی و هواشناسی به هم می‌رسند و متخصصان این رشته‌ها، بدون این که عنصر قانون را نادیده بگیرند، به بررسی دلایل ارتکاب جرایم در مناطق مختلف (جمعیتی یا اقلیمی) می‌پردازند.

جرایم شهری

جرایم شهری جرایمی هستند که در محیط شهری روی می‌دهند.منظور از محیط شهری نیز همین مفهوم جغرافیایی و اجتماعی آن است و از این لحاظ شامل حومه شهر و اشخاصی که به طور غیررسمی در حاشیه شهرها اسکان دارند نیز می‌گردد.در مورد معیار تمایز مناطق شهری، برخی از محققان۳ معیار مهم اندازه، تراکم و گوناگونی را مطرح ساخته‌اند.
اندازه مهم است؛ چون با افزایش جمعیت، افرادی با همدیگر ارتباط پیدا می‌کند که هیچ گونه وابستگی به هم نداشته و نسبت به همدیگر غریبه محسوب می‌شوند. همین امر منجر به شکل‌گیری طبقات مختلفی، از حیث اجتماعی، میان مردم می‌شود.

تراکم نیز فی نفسه عامل آن است که جرایمی ارتکاب یابد که نظیر آن را در محیط‌های غیر شهری نمی توان یافت.

گوناگونی هم از این حیث که افرادی با ویژگی های مختلف فرهنگی، اقتصادی، اخلاقی و … در کنار هم زندگی                  می کنند، تعیین کننده است؛ زیرا تمام این عوامل و تفاوت یا تبعیض در داشتن این ویژگی‌ها، خود زمینه بروز جرایمی را فراهم می‌سازد که در محیط روستایی نمی توان این طبقه بندی ها و جرایم را تصورکرد.در کنار این معیارها می‌توان به فاکتور دیگری اشاره کرد که از وجوه تمایز این مناطق بوده و در اصل بروز تغییرات در آن موجب تفاوت آشکار در این منطقه‌ها خواهد شد؛ یعنی شرایط اقلیمی یا آب و هوا.اخیراً تفاوت‌های موجود و بارز آب و هوایی و میزان تأثیر آن در مناطق مختلف جغرافیای با انجام تحقیقات منسجم و علمی به اثبات رسیده که بر میزان حالت خطرناک سوق دهنده به بزه یا پایه و اساس امنیت اجتماعی مؤثر است.

اگرچه ساختار جامعه شهری منجر به ارتکاب جرایمی می‌شود که نظیر آن را نمی‌توان در سایر نقاط دید و با توجه به این مهم که فعالیت های شهری بر خلاف روستاها به روزانه و شبانه، صنعت و خدمات و انواع مختلف از این قبیل تقسیم بندی می‌شوند. اما قطعاً شرایط اقلیمی و تغییرات مشهود آب و هوایی نباید نادیده انگاشت.

بسیاری از فعالیت‌های انسان در زندگی روزمره نه تنها به اطلاعاتی درباره شرایط و پیش بینی‌های وضع هوا نیاز دارند بلکه این عادات رفتاری می‌تواند بر اساس وضعیت‌های نامناسب جوی دستخوش تغییر شوند.

پیش‌بینی‌های هواشناسی می‌توانند کاربردهای مختلفی درعرصه های محیط زیست، کشاورزی و جنگلداری داشته باشند اما شاید بتوان گفت بی هیچ تردیدی یکی از مهمترین بخش‌هایی که می‌تواند تحت تاثیر شرایط آب و هوایی قرار گیرد، سلامت انسان است. در حقیقت یک سری از تبادلات و واکنش‌ها میان انسان و هوا وجود دارد که می‌توانند در انسان منجر به بروز ناهنجاری‌های رفتاری و بیماری و یا برعکس ایجاد یک حس سلامتی کامل و نشاط روحی و جسمی شوند.

همچنین اگرچه شهرها دارای نقاط کور زیادی بوده و مستعد جرایم بیشتری نسبت به سایر نقاط هستند. اندازه محیط‌های شهری و ناشناس بودن مردم برای همدیگر از جمله دلایل ایجاد دسته‌بندی‌های مختلف میان مردم در شهرهاست.از دیدجرم شناسی، شهرنشینی منجر به ایجاد فرصت‌های بیشتری برای ارتکاب جرم گردیده و فقدان یا ضعف‌کنترل‌های غیر رسمی اجتماعی، زمینه را برای فعالیت‌های مجرمانه بیشتر فراهم می سازد.

تفاوت در ساختار و مسائل اجتماعی منجر به ارتکاب جرایم گوناگون در مناطق مختلف می‌شود. برای مثال در مناطق شلوغ جرایمی چون سرقت، جیب بری و منازعه و در مناطق خلوت جرایمی همچون تجاوز، ضرب و جرح و قتل شیوع بیشتری دارند. جرایم شهری نیز با جرایمی که در مناطق روستایی یا نواحی خالی از سکنه ( بیابان، جنگل و.. ) روی می دهند،  تأثیرات آب و هوایی در مناطق مشخص جغرافیایی ارتکاب بزه‌هایی را بیشتر و امکان ارتکاب جرائمی را کاهش می‌دهند که از حیث نوع، میزان و شرایط گاه متفاوتند وگاه اختلافات فاحش ولی موارد مشابهی هم دارند.
نخستین بار بارون مونتسکیو ـ نویسنده، جامعه شناس،حقوقدان، اقتصاددان و فیلسوف سیاسی فرانسوی ـ در کتاب ارزنده خود با عنوان «روح القوانین» که در سال ۱۷۴۸ منتشرکرد، تئوری‌ در خصوص تاثیرات تغییرات آب و هوایی بر سیستم عصبی انسان مطرح‌کرد که برپایه نتایج ۲۰ سال تحقیقات وی استوار شده بود و به بررسی ارتباط رفتارهای انسان از یک طرف و رفتارهای جوی و آب و هوایی از طرف دیگر می پرداخت. به اعتقاد این نویسنده؛ رفتار ساکنان بعضی از کشورهای حاشیه دریای مدیترانه با هنرهای تجسمی و رفتارهای احساسی سازگار شده است. این درحالی است‌که انگلیسی ها و تمام مردم ساکن سرزمین‌های شمالی اغلب نسبت به احساسات پرشور بی تفاوت هستند. از تحلیل مونتسکیو چنین بر می‌آید که محیط، تعیین کننده نهادها نیست بلکه مؤثر برآنهاست و به هدایت آنها در جهتی معین کمک می‌کند. به علاوه، نهادهای پیشگیری از جرایم شهری و روش‌های معمول برای این امر نیز در مناطق شهری متفاوت از سایر نقاط هستند.ناآشنایی مردم با همدیگر، نیازهای خاص مالی و پدیده‌هایی چون اعتیاد به مواد مخدر، ارتباطات ویژه و امکانات خاص شهری نیز از جمله عوامل جرم‌ساز در شهرها هستدکه بندرت می توان آنها را در مناطق روستایی مشاهده کرد، بنابراین روش های پیشگیری خاص خود را می‌طلبند.به همین دلیل جرم‌شناسان در ارائه راهکارهای جلوگیری از جرایم در مناطق شهری، تئوری‌هایی ارائه نموده‌اند که نمی‌توان آنها را در سایر محیط‌ها به طور مطلق پیاده کرد و به دلیل در نظر گرفتن لوازم خاصی برای جرم یا جلوگیری از آن، اختصاص به محیط شهری دارند.

با گذشت زمان بسیاری از قضات و قانونگذاران به تئوری تأثیرات آب و هوا بر سیستم عصبی انسان که مونتسکیو در کتاب خود به آن پرداخته بود ایمان آوردند و بعینه آنرا تجربه کرده و بسیاری از جرائم رایج در کشورهای سردسیر را براساس این تئوری توضیح دادند.برای مثال در قانون اتریش، »فوهن«، باد گرمی که از رشته کوه های آلپ جریان می‌یابد و دمای هوا را در کمتر از چند ساعت ۱۰درجه افزایش می‌دهد می‌تواند سیستم عصبی را همانند یک شوک الکتریکی مثبت، نرم و ملایم کند.همچنین بادهایی وجود دارند که موجب افزایش استرس و حوادث سنگین روحی و حتی ارتکاب به قتل می شوند.

از سوی دیگر، اف. بی. آی. با استفاده از این تئوری، شرایط آب و هوایی را در ۱۱ موقعیتی که می توانند منجر به بروز جنایت شوند فهرست بندی کرد. براساس این فهرست، بادهای قوی و خشک که در نواحی اسپانیا، ایتالیا، اتریش، سوئیس، فرانسه و کوههای روشوز می وزند افزایش ذرات باردار مثبت را در هوا می پراکنند و موجب حالت‌های روحی زودرنجی، غم و افسردگی در انسان های حساس تر می شوند.

بر اساس این گزارش  برخی از دانشمندان مثل »و. جی. ماندر«  بر ارتباط  میان موقعیت های گرم و مرطوب و شورش‌ها و انوع نژاد پرستی در آمریکا تاکید کرده است.این درحالی است که براساس این تحقیقات، باران روح را آرام کرده و احتمال بروز جنگ و آشوب، جرم و جنایت کاهش می یابد.

این مفاهیم را در گذشته آناتول فرانس (Anatolia  France) نویسنده و روزنامه نگار فرانسوی و برنده جایزه نوبل ادبی در سال ۱۹۲۱ بیان کرده بود. در آنجا که با تمسخر گفته است:«برجسته ترین مردم در جایی هستند که هرگز زمستان را نمی‌بینند.این مردم شاید بر این عقیده بمیرند، اما بدون تردید هرگز سرما نمی‌خورند!«

این رفتارهای عجیب انسان تنها بعضی از آسیب‌هایی است که امروزه از ارتباط میان این مخلوق دو پا و شرایط آب و هوایی می شناسیم. در حقیقت نه تنها سیستم عصبی بلکه سیستم گردش خون، دستگاه تنفسی، سیستم گفتاری و آسیب‌های جسمی نیز از این تاثیرات بی بهره نیستند. به همین علت دانشمندان علمی را با عنوان »هواشناسی زیستی« بنیان نهادندکه به مطالعه واکنش‌های میان پدیده‌های جوی و ارگانیسم های زنده شامل‌گیاهان، حیوانات و انسان می پردازد.در حقیقت این علم که به بررسی روابطی می‌پردازد که در یک دوره زمانی طولانی میان حوادث جوی و ارگانیسم های زنده اتفاق می‌افتد و می‌تواند از جنبه‌های فیزیولوژیکی، تشخیص بیماری، آسیب‌های قابل پیشگیری و روش‌های درمانی مطالعه شوند.

ولی با تمام این تفاسیر نباید فراموش کرد که بزهکاران همواره یک قدم پیش‌تر از مجریان قانون هستند، قانون‌گذاران همیشه درصدد واکنش اجتماعی هستند و قضات نباید همیشه میان کتاب‌های قانون پیگیر انطباق عمل انجام شده یا ترک فعل انجام نشده با مواد منصوص باشند؛ اگرچه این روندی تقریباً طبیعی است ولی غیر طبیعی نخواهد بود اگر مجریان قانون یک قدم پیش‌تر از بزهکار وارد صحنه شوند و یا در صدد یافتن دلایل مکتوم ولی محتوم و تأثیرگذار ارتکاب جرم باشند و یا همواره در ارتباط با مرتکب آن را لحاظ کنند.

عناصر اقلیمی

مطالعه عناصر اقلیمی بر روی جرائم یا به عبارتی مکتب جغرافیای جنایی را دو ریاضیدان و حقوقدان به نامهای کتله بلژیکی و گری فرانسوی پایه گذاری کردند. کتله ریاضیدان و متخصص آمار بود و از طریق ریاضیات و آمار، رفتارهای انسانی را بررسی می کرد و گری در فرانسه، آمار جنایی را با بهره گیری از ارتباط آنها با محیط فیزیکی مورد بررسی قرار داد و به این ترتیب تأثیر جغرافیایی و شرایط آب و هوایی را بر رفتار انسان ها و از جمله بر رفتارهای مجرمانه مورد بررسی قرارداد.

محیط فیزیکی

منتســکیو در کتاب روح القــوانین می گوید: «آب و هوا بر منش و خلق و خوی و آداب و رسوم انسان ها تأثیر می گذارد. لذا تفاوت در قوانین در مکان های مختلف به خاطر تغییر اوضاع و احوال جوی است.»

همچنین وی در مقاله خود تحت عنوان بررسی ارتباط مولفه های دما و زمان می نویسد: «تعداد خودکشی ها روزانه، هفتگی، پانزده روزه، ماهانه و فصلی با متغیرهای دما  (حداقل، حداکثر، میانگین(  بستگی داشته و با زمان و طول روز همبستگی مثبت دارد. »

الن ج.کوهن در پژوهش خود با عنوان آب و هوا و جرم و جنایات می گوید:«رویکردهای موقعیتی، تئوریهای عقلانی و فعالیتهای روزانه، همه بیانگر این مطلب هستند که آب و هوا تأثیر عمده ای بر میزان جنایات و رفتارهای جنایی دارد.»

سیمون فیلد نیز در مقاله خود تحت عنوان تأثیرات دما چنین بیان می کند : « در انگلستان دماهای بالا مردم را وادار می کند که زمان بیشتری را خارج از منزل سپری کنند. در نتیجه این امر با بروز روزمره جرم و جنایات و افزایش قتل همراه است.»

ب. جکوب نیز به نتایج مشابه رسیده است. وی در مقاله خود تحت عنوان شوکهای آب و هوایی به بررسی این موضوع پرداخته است.

ک. برینک نیز در مقاله خود با عنوان بررسی رابطه بین دما و جرائم وحشیانه در مورد قتل های کلمبوس اظهار داشته که جرائم با دما افزایش می یابد و استنباط ها یک دمای خاص (۳۲ درجه فارنهایت ) را نشان می دهند و بعد از این میزان دما، جرائم کاهش می یابد.

کوهـن از جمله پژوهشگرانی بود که به اراِه قوانینی پرداخت و قانون جزایی در جــغرافیای جنایت را مطرح کرد. بر اساس مشاهده های حاصل از ۴۲۲۲ مورد این نتایج به دست آمده است :

  1. حرارت بیش از هر شرط دیگر، در هیجان پذیری موثر است.
  2. فشار هوا و جنایات خشونت آمیز با یکدیگر رابطه معکوس دارد.  هنگامی که دما کاهش می یابد، جنایاتِ خشونت آمیز بالا می رود.
  3. رطوبت، تقلیل جنایات خشونت آمیز را در پی دارد.

بر اساس پژوهش های کتله درباره میزان تغییرات ارتکاب جرم در فواصل ماه که در فرانسه، آلمان، دانمارک، انگلستان، لتونی و دیگر کشورها به عمل آمده است این نتایج حاصل گردیده است :

  • جرایم مربوط به اموال خاصه سرقت و کلاه برداری در فصل سرما  )از نوامبر تا ژانویه(  به حداکثر میزان خود می رسد.
  • جرایم علیه اشخاص خاصه ضرب و جرح و دشنام ( از ژوئیه تا سپتامبر )  و جرایم اعمال منافی اخلاق و عفت ( از مه تا ژوئیه )  درفصل گرما به حداکثر میزان خود می رسد.

پی. ناتل با تکیه به قانون حرارتی کتله درباره تأثیر فصول در نوع جرم می نویسد  :

  • اولا:ً جنایات علیه اشخاص در مناطق جنوبی و فصول گرم غلبه دارد.
  • ثانیاً:  جنایات علیه مالکیت در مناطق شمال و فصول سرد غلبه دارد.

در نتیجه قانون حرارتی کتله نه فقط جرم را تابعی از مکان می شناسد، بلکه تغییرهای آن را نیز تابعی از زمان می داند.

 رابطه ارتکاب جرم با آب و هوا

 بادهایی وجود دارند که موجب افزایش استرس و حوادث سنگین روحی و حتی ارتکاب به قتل می شوند. بسیاری از فعالیتهای انسان در زندگی روزمره نه تنها به اطلاعاتی درباره شرایط و پیش بینی های وضع هوا نیاز دارند، بلکه این عاداتِ رفتاری می تواند بر اساس وضعیت های نامناسب جوی دستخوش تغییر شوند.  در حقیقت یک سری از تبادلات و واکنش ها میان انسان و هوا وجود دارد که می توانند در انسان منجر به بروز ناهنجاری های رفتاری و بیماری و یا برعکس ایجاد یک حس سلامتی کامل شوند.

رفتار ساکنان بعضی از کشورهای حاشیه دریای مدیترانه با رفتارهای احساسی سازگار شده است. این درحالی است که انگلیسی ها و تمام مردم ساکن سرزمینهای شمالی اغلب نسبت به احساسات پرشور بی تفاوت هستند. *

بعدها بسیاری از قضات و قانونگذاران به تئوری تاثیرات آب و هوا بر سیستم عصبی انسان و بسیاری از جرائم رایج در کشورهای سردسیر را براساس این تئوری توضیح دادند.

برای مثال در قانون اتریش، فوهن، باد گرمی که از رشته کوه های آلپ جریان می یابد، دمای هوا را در کمتر از چند ساعت ۱۰ درجه افزایش می دهد و می تواند سیستم عصبی را همانند یک شوک الکتریکی مثبت نرم و ملایم کند. همچنین بادهایی وجود دارند که موجب افزایش استرس و حوادث سنگین روحی و حتی ارتکاب به قتل می شوند.

از سویی دیگر، اف. بی. آی. با استفاده از این تئوری، شرایط آب و هوایی را در ۱۱ موقعیتی که می توانند منجر به بروز جنایت شوند فهرست بندی کرد. براساس این فهرست بادهای قوی و خشک که در نواحی اسپانیا، ایتالیا، اتریش، سوئیس، فرانسه و کوه های روشوز می وزند افزایش ذرات باردار مثبت را در هوا می پراکنند و مسئول حالات روحی زودرنجی، غم و افسردگی در انسان های حساس تر می شوند.

همچنین برخی از دانشمندان مثل و. جی. ماندر بر ارتباط  میان موقعیت های گرم و مرطوب و شورش ها و انوع نژادپرستی در آمریکا تاکید کرده است. این درحالی است که براساس این تحقیقات، باران روح را آرام می کند.

این مفاهیم را در گذشته آناتول فرانس نویسنده و روزنامه نگار فرانسوی و برنده جایزه نوبل ادبی در سال ۱۹۲۱ بیان کرده بود، در آنجا که با تمسخر گفته است: «برجسته ترین مردم در جایی هستند که  هرگز زمستان را نمی بینند. این مردم شاید برای عقیده بمیرند، اما بدون تردید هرگز سرما نمی خورند. »

این رفتارهای عجیب انسان تنها برخی از آسیب هایی است که امــروزه از ارتباط میان رابطه او با شرایط آب و هوایی می شناسیم. در حقیقت نه تنها سیستم عصبی بلکه سیستم گردش خون، دستگاه تنفسی، سیستم گفتاری و آسیبهای جسمی نیز از این تاثیرات بی بهره نیستند. به همین علت دانشمندان علمی را با عنوان هواشناسی زیستی بنیان نهاده اند؛ که به مطالعه واکنش های میان پدیده های جوی و ارگانیسم های زنده شامل گیاهـــان، حیوانات و انسان می پردازد. در حقیقت این علم به بررسی روابطی می پردازد که در یک دوره زمانی طولانی میان حوادث جوی و ارگانیسم های زنده اتفاق می افتد و می تواند از جنبه های فیزیولوژیکی، تشخیص بیماری، آسیب های قابل پیشگیری و روش های درمانی مطالعه شوند.

*   مونتسکیو ، روح القوانین

افزایش جرم و جنایت با گرم تر شدن زمین

پژوهشگران می گویند در حالی که همه به خوبی از هزینه های زیست محیطی تغییرات اقلیم مطلع هستیم اما باید بدانیم که گرمای جهانی می تواند موجی از جرایم را نیز به همراه داشته باشد.

یک شرکت مشاوره در آمریکا پیش بینی کرده است که آب و هوای گرم تر موجب بروز جرایم بیشتر از جمله افزایش موارد قتل و تجاوز می شود. این شرکت مدعی است هزینه های اجتماعی تغییرات اقلیم می تواند فقط در آمریکا به ۱۱۵ میلیارد دلار برسد.

در گزارش، ماتیو رانسون از شرکت «Abt Associates» آمده است تا پایان قرن جاری تغییرات اقلیم مسئول ۲۲هزار قتل و ۱۸۰ هزار مورد تجاوز اضافی خواهد بود. وی که از سال ۲۰۱۰ به بررسی داده های جرایم و اطلاعات هواشناسی پرداخته است، بر این عقیده است که هوای گرم تر موجب ۱٫۲ میلیون حمله سخت، ۲٫۳ میلیون یورش، ۲۶۰ هزار سرقت ، ۱٫۳ میلیون سرقت از منازل و همچنین ۵۸۰ هزار مورد سرقت خودرو خواهد شد.

این پژوهشگر در این مطالعه که نتایج آن در نشریه اقتصاد و مدیریت زیست محیطی اعلام شده تعداد جرایم را مقایسه و نتایج بررسی های خود بر اساس پیش بینی افزایش دمــای زمین منتشر کرده است. وی دریافت گرمــای جهانی می تواند به معنای افزایش دو درصدی در قتل و سه درصدی در تجاوز باشد. بر اساس محاسبات رنسون، هزینه های اجتماعی افزایش جرایم پیش بینی شده بین ۳۸ میلیارد دلار و ۱۱۵ میلیارد خواهد بود. همچنین در حالی که ممکن است یک درصد از سه درصد افزایش در یک نوع خاص از جرایم خیلی محتمل نباشد اما همین میزان احتمالا تاثیری زیادی برروی زندگی مردم و هزینه های اجرای قانون دارد.

به گفته وی، تغییرات اقلیم زندگی ما را در گستره مختلفی از شیوه ها از جمله میزان آب مورد نیاز برای کشاورزی تحت تاثیر قرار می دهد.

تحقیقات وی، شامل بررسی آمار جرایم و داده های جوی ۳۰ بخش در آمریکاست و وی نتیجه گیری کرده که میزان جرایم برای اغلب قانون شکنی ها تا سال ۲۰۹۰ بین ۱٫۵ تا ۵٫۵ درصد افزایش خواهد یافت.

این مطالعه می گوید احتمالا طی قرن آینده شاهد افزایش چهار درصدی فوری و دائمی در اندازه نیروی پلیس آمریکا برای جبران افزایش جرایم مرتبط با اقلیم در قتل، دزدی و سرقت از خودرو خواهیم بود.

بررسی رابطه عوامل فردی، اقلیمی و بوم شناختی با جرم

چارچوب نظری این نظریه بر اساس نظریه بوم شناختی و جمعیت شناختی مکتب شیکاگو قرار داشته و توسط جامعه شناسانی چون پارک و برگس مطرح گردیده است. آنها در تبیین انحرافات اجتماعی بر متغیرهایی که با پدیده شهرنشینی ارتباط داشته ( نظیر زبان، قومیت، مهاجرت، حوزه های سکونتی و تراکم جمعیت ) تمرکز نمودند.

جامعه شناسان مکتب شیکاگو از آغاز قرن بیستم برخی از رفتارهای انحرافی نظیرخودکشی، طلاق و فحشا را در شهر شیکاگو مورد بررسی قرار دادند و هدفشان درک تأثیر عوامل جمعیت شناختی مانند سن، بعد خانوار، تراکم و مهاجرت و عوامل بوم شناختی نظیر: قومیت، نژاد و محل سکونت بود. آن ها بر بی سازمانی اجتماعی تاکید نموده و جرم و بزهکاری را مورد مطالعه ویژه قرار دادند.

اوسبورن و وست در ۱۹۷۹ گزارش دادند که نزدیک به ۴۰% فرزندان والدین بزهکار مرتکب اعمال بزهکاری شده بودند. در صورتی که این مقایسه با فرزندان والدین غیر بزهکار فقط ۱۳% بوده است.  وست در  ۱۹۸۲و کلونینگر و همکاران در ۱۹۷۸ یافته های مشابهی را گزارش دادند.

از دیگر عوامل زمینه ای مطرح شده تکرار جرم است.  تکرار جرم در حقوق کیفری به معنای ارتکاب مجدد جرم پس از تحمل محکومیت کیفری است. (ماده ۴۸ قانون مجـازات اسلامی) هر چند نرخ تکرار جرم در ادبیات جــــرم شناسی به ویژه جرم شناسی پیشگیری، علاوه بر تکرار جرم حقوقی، شامل تعدد جرم حقوقی ( مواد ۴۶ و ۴۷ قانون مجازات اسلامی) نیز می شود.

در برخی مکان های شهـــری به علت ساختار کالبـــدی ویژه و مشخصه اجتمـــاعی، اقتصادی و فرهنگی ساکنان و استفاده کنندگان از این مکان ها امکان و فرصت بزهکاری بیشتر است. واژه کانون های جرم خیز بیانگر مکان با محدوده جغرافیایی است که میزان بزهکاری در آن بسیار بالاست. همچنین بین محل سکونت، وضعیت کالبدی، سطح سواد، میزان درآمد، پایگاه اقتصادی- اجتماعی در میزان گرایش به انحرافات اجتماعی رابطه وجود داشت.

شرمن اعتقاد دارد در مکان هایی مثل پایانه ها، ایستگاه های حمل و نقل و برخی معابر و یا در بعضی مناطق حاشیه های شهر احتمال شکل گیری کانون های جرم خیز بیشتر است. همچنین اصطلاح کانون های جرم خیز برای جرایم خیابانی بیش از جرایم کارمندی یا جرایم سازمان یافته به کار می رود.

گلدستون و همکاران معتقدند که نوع محیط با مسایل جرم شناسی مرتبط هستند که شامل محیط های مسکونی، اماکن تفریحی، ادارات، اماکن تجاری و بازارها، اماکن صنعتی، محیط های کشاورزی، اماکن آموزشی و مذهبی، مراکز ارایه دهنده خدمات عمومی، معابر عمومی وسایل و پایانه های حمل و نقل و اماکن بدون صاحب می باشند.

در مورد عوامل اقلیمی آندرسون در ۱۹۷۹ به این نتیجه رسید که گرمای هوای تابستان باعث بروز شورش های خیابانی می شود. آلن کوهن نیز در سال ۱۹۷۹ به این نتیجه دست یافت که در روزهای با دمای مساعد میزان سرقت از منازل به خاطر خالی شدن خانه ها بالا می رود.

در سال ۱۹۸۵ بتون و فری ۱۸ به این نتیجه دست یافتند که رابطه معناداری بین اختلافات خانوادگی و بالا بودن سطح ازن و از سوی دیگر بین آشوب ها و ضرب و جرح با درجه حرارت روزانه وجود دارد. در واقع زمان و مکان مناسب سبب تحریک بزهکاران و ایجاد انگیزه برای گذر از اندیشه به عمل مجرمانه می شود .

نتیجه گیری

با توجه به نبود اطلاعات لازم برای تحلیل رابطه بین شرایط اقلیمی و رفتارهای اجتماعی، انتظار میرود در آینده با

ثبت کلیه اطلاعات مرتبط بتوان ارزیابی درستتری از رابط بین عناصر اقلیمی و ناهنجاریهای اجتماعی نظیر نزاع،

قتل، دزدی و … به دست آورد و در نهایت با مدلسازی مناسب در محیط نرم افزارهای جغرافیایی به ارایه رهنمود به

مسئولین و انجام اقدامات لازم برای کاهش آن پرداخت.

بحث و نتیجه گیری

تفاوت فراوانی بین سابقه کیفری و ارتکاب جرم در جامعه در بین  افرادی که سابقه کیفری نداشته اند بیشتر می باشد. شاید این مسئله بر اساس این موضوع تبیین گردد که در جامعه ایرانی جرایم تک بعدی هستند، یعنی افراد در یک جرم فعال هستند و گستردگی در زمینه جرایم مختلف ندارند.

یافته ها درباره نقش سابقه بیمار روانی و ارتکاب جرم تفاوت معناداری را بر اساس تعداد فراوانی نشان می دهد . این رابطه معکوس می باشد. یعنی افرادی که مرتکب جرم  شده اند اکثراً سابقه بیماری روانی نداشته اند.  شاید در جرایم دیگر فراوانی بیماری روانی بیشتر باشد.

یافته های دیگر نشان می دهد که بین فراوانی سابقه خانوادگی و ارتکاب جرم در جامعه تفاوت بسیار است. فراوانی سابقه خانوادگی مجرم کمتر، ارتکاب جرم کمتری را نیز در پی دارد.  شاید این امر را با توجه به جامعه آماری بتوان توجیه کرد.

جرم در جامعه ایرانی بیشتر بر مبنای پرخاشگری، ابزاری برای رسیدن به هدفی دیگر روی داده و کمتر شاهد پرخاشگری خصمانه به قصد آسیب رساندن عمدی باشیم.  لذا عدم رعایت حقوق دیگران بدون این که قصد قبلی وجود داشته باشد، منجر به بروز جرم می گردد.

افته دیگر پژوهش بیان می دارد که بین قومیت و ارتکاب جرم تفاوت زیادی مشهود است. توجه به فراوانی موجود آماری و تفاوت بین گروه های قومی معنادارمی باشد؛ که اگر در مقیاس جمعیتی محاسبه گردد این آمار معنای       واقـعی خود را می یابد.

همچنین رابطه بین فراوانی مکان و زمان ( از لحاظ روز و شب و فصول ) وقوع و ارتکاب جرم در جامعه متفاوت است.

متاثر از زمان روز و شب نباشد.  به طوری که در تابستان و پاییز شاهد بیشترین جرایم هستیم. می توان گفت برای ارتکاب جرم میزانی از حرارتِ بالا مورد نیاز است نه بیشتر.

بیشترین اماکن وقوع جرم عمدتاً در مناطقی با خصوصیت مهاجرپذیری، پایین بودن درآمد خانوادگی، پایین بودن سطح تحصیلات، تراکم خانه های قدیمی با قیمت نازل، وجود اقشار زیاد جمعیت کارگری، ناهمگونی قومی و تراکم جمعیت خانواری بالا می باشدY که تقریباً به عنوان مناطق پرخطر در بین عامه مشهورند و همه این عوامل را می توان زمینه ساز بروز جرم دانست.

بنابراین پر واضح است که عوامل اقلیمی و بوم شناختی بیش از عوامل فردی با بروز و ارتکاب جرم و  به طور مستقیم رابطه دارند.

گردآورنده:

امیرداود مصلحت جو ، کارشناس ارشد معماری و شهرسازی ، کارمنداداره کل زندانهای استان اصفهان